فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ طراز اسم اعظم داشت چون خاتم سلیمان را
- شمارهٔ ۲ الهی کیمیایی طور ده مشت گل ما را
- شمارهٔ ۳ بفکند سایه از خط به سر آن عذار ما را
- شمارهٔ ۴ چو چشم دلبران دیدم بنای خانه خود را
- شمارهٔ ۵ یک شرر باشد تجلّی شعلهی طور مرا
- شمارهٔ ۶ دل شبها ز سودای تو سوزد داغ کوکبها
- شمارهٔ ۷ به رنگ خامه تا شق کردهام در استخوان پیدا
- شمارهٔ ۸ بود مدّ حیات عاشقان موج تپیدنها
- شمارهٔ ۹ رو میدهد به صاف دلان دلفریب ما
- شمارهٔ ۱۰ گل مهرست صبح نو بهار آشنایی را
- شمارهٔ ۱۱ زهی پیمانهی صهبای شوقت کاسهی سرها
- شمارهٔ ۱۲ بس که در آغوش خوبان جا بود پیدا مرا
- شمارهٔ ۱۳ در عرق ماهش کند هم چشم پروین قطره را
- شمارهٔ ۱۴ فرنگی نرگسی دارد مرا دیوانه در صحرا
- شمارهٔ ۱۵ پیموده باده نرگس مست سیاه را
- شمارهٔ ۱۶ برق حضور شد نفس آشنا مرا
- شمارهٔ ۱۷ گرچه مهتاب است زور می کتان شیشه را
- شمارهٔ ۱۸ ای غم اوراد کردهایم تو را
- شمارهٔ ۱۹ نعمت دندان بود پیرایه بخش خوان مرا
- شمارهٔ ۲۰ بیفشان از سحاب چشم تر اشک ندامت را
- شمارهٔ ۲۱ دل میمکد مداخل آن پشت پا مرا
- شمارهٔ ۲۲ اول شب شد بَرَد ساقی لبالب جام را
- شمارهٔ ۲۳ الهی رام الفت ساز این وحشی نگاهان را
- شمارهٔ ۲۴ چهرهی پوش کردهایم تو را
- شمارهٔ ۲۵ گریه امداد کردهایم تو را
- شمارهٔ ۲۶ دایم ز حرف خویش زیان کردهایم ما
- شمارهٔ ۲۷ کشید از کلک مژگان خط نگارم نقش باطل را
- شمارهٔ ۲۸ بینم به پای او چو سر آفتاب را
- شمارهٔ ۲۹ جلوه ده در جام می ساقی عذار ساده را
- شمارهٔ ۳۰ که بر شکست چو گل گوشهی نقاب تو را
- شمارهٔ ۳۱ تشریف صبح داد چو صدق و صفا مرا
- شمارهٔ ۳۲ نگهداشت چون خط دم حسن را
- شمارهٔ ۳۳ نصیب عمر ابد شد شهید جنگ تو را
- شمارهٔ ۳۴ تا چهرهگشا شد غم عشقم یرقان را
- شمارهٔ ۳۵ شکوفه زد علم جلوه در گلستانها
- شمارهٔ ۳۶ نیست منظور نظر صهبای انگوری مرا
- شمارهٔ ۳۷ حضور یک جهتان است عمر باقی ما
- شمارهٔ ۳۸ کرده تا سلسلهی زلف تو دیوانه مرا
- شمارهٔ ۳۹ از نی کلکش چو بر تارک رقم داریم ما
- شمارهٔ ۴۰ به جوش گرمی بازار دیدهای خود را
- شمارهٔ ۴۱ گره از جبهه واکن لب به حرف آشنا بگشا
- شمارهٔ ۴۲ ز خال عارضش گل میکند رفع حجاب اینجا
- شمارهٔ ۴۳ چو آرایش دهم چون شاخ رُز کاشانهی خود را
- شمارهٔ ۴۴ ز بس که آتش سودای او گداخت مرا
- شمارهٔ ۴۵ به گلشن گر گشاید چین زلف عنبر افشان را
- شمارهٔ ۴۶ بود از تیغ زبان فکر زرهپوشی مرا
- شمارهٔ ۴۷ بود پهلونشین شمشیر شاهانداز دولت را
- شمارهٔ ۴۸ از آن موی و میان بستم کمر افکار عالی را
- شمارهٔ ۴۹ مده به سیل فنا خانهی دل و دین را
- شمارهٔ ۵۰ عقدهی دل گر شود تسبیح استغفار ما
- شمارهٔ ۵۱ عَلَم از قَلَم ساخت دوران مرا
- شمارهٔ ۵۲ به مجلسها نظر کردیم اعیان و اهالی را
- شمارهٔ ۵۳ تا لبالب ز می حسن تو شد شیشهی ما
- شمارهٔ ۵۴ عتاب و لطفت از ابروی مه رویان شود پیدا
- شمارهٔ ۵۵ شب که پیچد عطر آن پیچیده کاکل در هوا
- شمارهٔ ۵۶ بس که سهم درد غفلت ناتوان دارد مرا
- شمارهٔ ۵۷ کباب شد جگر و گریه در گلوست مرا
- شمارهٔ ۵۸ حمایل حلقهی دام است این زیورپرستان را
- شمارهٔ ۵۹ کرده تا چشم ترم انشاء ز مژگان ابر را
- شمارهٔ ۶۰ به گلشن بس که دارد غنچه تقلید حجابش را
متن اشعار به نقل از گنجور.