پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی

نورس دماوندی

غزلیات

۴۸۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ طراز اسم اعظم داشت چون خاتم سلیمان را
  2. شمارهٔ ۲ الهی کیمیایی طور ده مشت گل ما را
  3. شمارهٔ ۳ بفکند سایه از خط به سر آن عذار ما را
  4. شمارهٔ ۴ چو چشم دلبران دیدم بنای خانه خود را
  5. شمارهٔ ۵ یک شرر باشد تجلّی شعله‌ی طور مرا
  6. شمارهٔ ۶ دل شب‌ها ز سودای تو سوزد داغ کوکب‌ها
  7. شمارهٔ ۷ به رنگ خامه تا شق کرده‌ام در استخوان پیدا
  8. شمارهٔ ۸ بود مدّ حیات عاشقان موج تپیدن‌ها
  9. شمارهٔ ۹ رو می‌دهد به صاف دلان دلفریب ما
  10. شمارهٔ ۱۰ گل مهرست صبح نو بهار آشنایی را
  11. شمارهٔ ۱۱ زهی پیمانه‌ی صهبای شوقت کاسه‌ی سرها
  12. شمارهٔ ۱۲ بس که در آغوش خوبان جا بود پیدا مرا
  13. شمارهٔ ۱۳ در عرق ماهش کند هم چشم پروین قطره را
  14. شمارهٔ ۱۴ فرنگی نرگسی دارد مرا دیوانه در صحرا
  15. شمارهٔ ۱۵ پیموده باده نرگس مست سیاه را
  16. شمارهٔ ۱۶ برق حضور شد نفس آشنا مرا
  17. شمارهٔ ۱۷ گرچه مهتاب است زور می کتان شیشه را
  18. شمارهٔ ۱۸ ای غم اوراد کرده‌ایم تو را
  19. شمارهٔ ۱۹ نعمت دندان بود پیرایه بخش خوان مرا
  20. شمارهٔ ۲۰ بیفشان از سحاب چشم تر اشک ندامت را
  21. شمارهٔ ۲۱ دل می‌مکد مداخل آن پشت پا مرا
  22. شمارهٔ ۲۲ اول شب شد بَرَد ساقی لبالب جام را
  23. شمارهٔ ۲۳ الهی رام الفت ساز این وحشی نگاهان را
  24. شمارهٔ ۲۴ چهره‌ی پوش کرده‌ایم تو را
  25. شمارهٔ ۲۵ گریه امداد کرده‌ایم تو را
  26. شمارهٔ ۲۶ دایم ز حرف خویش زیان کرده‌ایم ما
  27. شمارهٔ ۲۷ کشید از کلک مژگان خط نگارم نقش باطل را
  28. شمارهٔ ۲۸ بینم به پای او چو سر آفتاب را
  29. شمارهٔ ۲۹ جلوه ده در جام می ساقی عذار ساده را
  30. شمارهٔ ۳۰ که بر شکست چو گل گوشه‌ی نقاب تو را
  31. شمارهٔ ۳۱ تشریف صبح داد چو صدق و صفا مرا
  32. شمارهٔ ۳۲ نگهداشت چون خط دم حسن را
  33. شمارهٔ ۳۳ نصیب عمر ابد شد شهید جنگ تو را
  34. شمارهٔ ۳۴ تا چهره‌گشا شد غم عشقم یرقان را
  35. شمارهٔ ۳۵ شکوفه زد علم جلوه در گلستان‌ها
  36. شمارهٔ ۳۶ نیست منظور نظر صهبای انگوری مرا
  37. شمارهٔ ۳۷ حضور یک جهتان است عمر باقی ما
  38. شمارهٔ ۳۸ کرده تا سلسله‌ی زلف تو دیوانه مرا
  39. شمارهٔ ۳۹ از نی کلکش چو بر تارک رقم داریم ما
  40. شمارهٔ ۴۰ به جوش گرمی بازار دیده‌ای خود را
  41. شمارهٔ ۴۱ گره از جبهه واکن لب به حرف آشنا بگشا
  42. شمارهٔ ۴۲ ز خال عارضش گل می‌کند رفع حجاب اینجا
  43. شمارهٔ ۴۳ چو آرایش دهم چون شاخ رُز کاشانه‌ی خود را
  44. شمارهٔ ۴۴ ز بس که آتش سودای او گداخت مرا
  45. شمارهٔ ۴۵ به گلشن گر گشاید چین زلف عنبر افشان را
  46. شمارهٔ ۴۶ بود از تیغ زبان فکر زره‌پوشی مرا
  47. شمارهٔ ۴۷ بود پهلونشین شمشیر شاه‌انداز دولت را
  48. شمارهٔ ۴۸ از آن موی و میان بستم کمر افکار عالی را
  49. شمارهٔ ۴۹ مده به سیل فنا خانه‌ی دل و دین را
  50. شمارهٔ ۵۰ عقده‌ی دل گر شود تسبیح استغفار ما
  51. شمارهٔ ۵۱ عَلَم از قَلَم ساخت دوران مرا
  52. شمارهٔ ۵۲ به مجلس‌ها نظر کردیم اعیان و اهالی را
  53. شمارهٔ ۵۳ تا لبالب ز می حسن تو شد شیشه‌ی ما
  54. شمارهٔ ۵۴ عتاب و لطفت از ابروی مه رویان شود پیدا
  55. شمارهٔ ۵۵ شب که پیچد عطر آن پیچیده کاکل در هوا
  56. شمارهٔ ۵۶ بس که سهم درد غفلت ناتوان دارد مرا
  57. شمارهٔ ۵۷ کباب شد جگر و گریه در گلوست مرا
  58. شمارهٔ ۵۸ حمایل حلقه‌ی دام است این زیورپرستان را
  59. شمارهٔ ۵۹ کرده تا چشم ترم انشاء ز مژگان ابر را
  60. شمارهٔ ۶۰ به گلشن بس که دارد غنچه تقلید حجابش را

متن اشعار به نقل از گنجور.