پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳

بفکند سایه از خط به سر آن عذار ما را

بود آفتاب گردان خط سبز یار ما را

چو شهاب آه مژگان زده بر ستاره پهلو

به فلک کشیده امشب دل داغدار ما را

همه دم ز چرخ نالان شب انتظار باشد

به طریق وقت و ساعت دل بی‌قرار ما را

مژه‌ها ز قطره‌ی خون به نظر کلاله بندند

که قماش حسنت آورده به روی کار ما را

ز همین خیال لرزان به تن ایستاده مور است

که ز خط لب تو زهری بکند به کار ما را

مژه‌ها ز خون حنایی چو گرفته‌‌اند در آب

ندهی ز دست امشب عبث ای نگار ما را

به دو نشئه‌ایم سر خوش چو از آن دو

که به یک نگه برآری کمر از خمار ما را

مژه را نشد در این شب به فسانه گرم سازیم

خط سبز یار باشد شب نو بهار ما را

ز ره صلاح قسمت به تو می‌کنیم واعظ

تو و خلد و پای طوبی، سر کوی یار ما را

به گذار امتحان‌ها همه دم چه می‌دمیدم

به محک زدی چو نورس تو هزار بار ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵یک شرر باشد تجلّی شعله‌ی طور مرا
  2. شمارهٔ ۶دل شب‌ها ز سودای تو سوزد داغ کوکب‌ها
  3. شمارهٔ ۷به رنگ خامه تا شق کرده‌ام در استخوان پیدا
  4. شمارهٔ ۸بود مدّ حیات عاشقان موج تپیدن‌ها
  5. شمارهٔ ۹رو می‌دهد به صاف دلان دلفریب ما
  6. شمارهٔ ۱۰گل مهرست صبح نو بهار آشنایی را
  7. شمارهٔ ۱۱زهی پیمانه‌ی صهبای شوقت کاسه‌ی سرها
  8. شمارهٔ ۱۲بس که در آغوش خوبان جا بود پیدا مرا
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.