پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۵

یک شرر باشد تجلّی شعله‌ی طور مرا

کرده‌اند از نخل ایمن دار منصور مرا

بر فلک خورشید داغ در نمک خوابیده است

پرده بردارد شکرخند تو چون شور مرا

خال روی نور باشد ظلمتش چون مردمک

با خیال مهوشی شب‌های دیجور مرا

مرهم کافور گرمی‌های این آهندلان

سوده‌ی الماس گردد زخم ناسور مرا

خلق را گر مدّ انعام آیه‌ی رحمت بود

ناوک دل دوز باشد طبع مغرور مرا

سیل، دخلی رخنه در بنیاد اشعارم نکرد

باکی از طوفان نباشد بیت معمور مرا

لفظ من خورشید معنی را دهد بیت الشرف

دارد از روشندلان نورس که دستور مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷به رنگ خامه تا شق کرده‌ام در استخوان پیدا
  2. شمارهٔ ۸بود مدّ حیات عاشقان موج تپیدن‌ها
  3. شمارهٔ ۹رو می‌دهد به صاف دلان دلفریب ما
  4. شمارهٔ ۱۰گل مهرست صبح نو بهار آشنایی را
  5. شمارهٔ ۱۱زهی پیمانه‌ی صهبای شوقت کاسه‌ی سرها
  6. شمارهٔ ۱۲بس که در آغوش خوبان جا بود پیدا مرا
  7. شمارهٔ ۱۳در عرق ماهش کند هم چشم پروین قطره را
  8. شمارهٔ ۱۴فرنگی نرگسی دارد مرا دیوانه در صحرا
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.