پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

زهی پیمانه‌ی صهبای شوقت کاسه‌ی سرها

ز عکست چهره پرداز تجلّی می به ساغرها

نویسد تا حدیثی کلکم از خورشید رخسارت

شود خطّ شعاعی صفحه‌ام را تار مسطرها

دماغ آشفته در بزم طرب بی‌سنبل زلفت

پریشان شد به مرگ طاقتم گیسوی مجمرها

دگر کیفیت چشم که ساقی شد در این محفل

که آمد همچو جام می به گردش کاسه‌ی سرها

به دریا عکس یاقوت رُخش تا پرتو افکن شد

صدف را اشک حسرت گشت در دل آب گوهرها

اگر از وحشت دل نامه‌ای افشا کند کلکم

رَم آهو پذیرد نقش بر بال کبوترها

نهان از چشم این ظاهرپرستان از دل آگاهی

به خاک افتاده‌تر از نقش پا می‌بینم افسرها

از آن آتش که دارد عشق او در سینه‌ام نورس

پر پروانه شد بر شعله‌اش بال سمندرها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳در عرق ماهش کند هم چشم پروین قطره را
  2. شمارهٔ ۱۴فرنگی نرگسی دارد مرا دیوانه در صحرا
  3. شمارهٔ ۱۵پیموده باده نرگس مست سیاه را
  4. شمارهٔ ۱۶برق حضور شد نفس آشنا مرا
  5. شمارهٔ ۱۷گرچه مهتاب است زور می کتان شیشه را
  6. شمارهٔ ۱۸ای غم اوراد کرده‌ایم تو را
  7. شمارهٔ ۱۹نعمت دندان بود پیرایه بخش خوان مرا
  8. شمارهٔ ۲۰بیفشان از سحاب چشم تر اشک ندامت را
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.