پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

ای غم اوراد کرده‌ایم تو را

به هم اِسناد کرده‌ایم تو را

بنده‌ی خود چو خواند خود سر من

گفت آزاد کرده‌ایم تو را

بیستون غمی به دل داریم

ناله فرهاد کرده‌ایم تو را

ای دل از ماه طلعتی چون صبح

مهر بنیاد کرده‌ایم تو را

ای سرشک از طراز حسن غمش

بت نوشاد کرده‌ایم تو را

حسن هم با تو در نظر بازی است

طرفه صیاد کرده‌ایم تو را

درس ناز تو خوانده دال از بر

بس که استاد کرده‌ایم تو را

به فنون نظر به شیشه‌ی دل

چو پریزاد کرده‌ایم تو را

ای دل از نقش یاد مژگانش

کِلک بهزاد کرده‌ایم تو را

تا قلم بر قواعدت نکشند

به خط ارشاد کرده‌ایم تو را

سر خطت از شکستگی دادیم

نورس امداد کرده‌ایم تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰بیفشان از سحاب چشم تر اشک ندامت را
  2. شمارهٔ ۲۱دل می‌مکد مداخل آن پشت پا مرا
  3. شمارهٔ ۲۲اول شب شد بَرَد ساقی لبالب جام را
  4. شمارهٔ ۲۳الهی رام الفت ساز این وحشی نگاهان را
  5. شمارهٔ ۲۴چهره‌ی پوش کرده‌ایم تو را
  6. شمارهٔ ۲۵گریه امداد کرده‌ایم تو را
  7. شمارهٔ ۲۶دایم ز حرف خویش زیان کرده‌ایم ما
  8. شمارهٔ ۲۷کشید از کلک مژگان خط نگارم نقش باطل را
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.