پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

چهره‌ی پوش کرده‌ایم تو را

گل آغوش کرده‌ایم تو را

طرفه آبی به روی کار آمد

تا قدح نوش کرده‌ایم تو را

به نگاهی چو شعله‌ی یاقوت

تند و خاموش کرده‌ایم تو را

به تو بستیم عقد دختر رُز

خونی هوش کرده‌ایم تو را

همچو نور نظر ز پرده‌ی خشم

یک تهی پوش کرده‌ایم تو را

به گل چهره چون بنفشه‌ی خط

حلقه در گوش کرده‌ایم تو را

ای سرشک از بساط لخت جگر

خانه بر دوش کرده‌ایم تو را

هست یاد تو جان هستی ما

کی فراموش کرده‌ایم تو را

خون نورس به کیش توست حلال

تا چغا کوش کرده‌ایم تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶دایم ز حرف خویش زیان کرده‌ایم ما
  2. شمارهٔ ۲۷کشید از کلک مژگان خط نگارم نقش باطل را
  3. شمارهٔ ۲۸بینم به پای او چو سر آفتاب را
  4. شمارهٔ ۲۹جلوه ده در جام می ساقی عذار ساده را
  5. شمارهٔ ۳۰که بر شکست چو گل گوشه‌ی نقاب تو را
  6. شمارهٔ ۳۱تشریف صبح داد چو صدق و صفا مرا
  7. شمارهٔ ۳۲نگهداشت چون خط دم حسن را
  8. شمارهٔ ۳۳نصیب عمر ابد شد شهید جنگ تو را
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.