پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

نصیب عمر ابد شد شهید جنگ تو را

ز موج آب حیات است پر خدنگ تو را

نظاره شد رگ لعل از عقیق سیرابت

ندارد آتش یاقوت آب و رنگ تو را

به ملک عشق پی دعوی سلیمانی

نگین خاتم دل کرده‌ایم سنگ تو را

چنین که روی دل عالمی به خود دارد

به کعبه ناز رسد نرگس فرنگ تو را

امید زنده کند از شراب جلوه‌ی خویش

که هست نشأه‌ی جان حُسن نیم رنگ تو را

چنین که از ستمت کرده بی‌نصیب مرا

به خون صلح کنم تشنه باز جنگ تو را

چو نورس این همه عرض شکسته‌پایی چیست

مگر شنیده کسی عذرهای لنگ تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵شکوفه زد علم جلوه در گلستان‌ها
  2. شمارهٔ ۳۶نیست منظور نظر صهبای انگوری مرا
  3. شمارهٔ ۳۷حضور یک جهتان است عمر باقی ما
  4. شمارهٔ ۳۸کرده تا سلسله‌ی زلف تو دیوانه مرا
  5. شمارهٔ ۳۹از نی کلکش چو بر تارک رقم داریم ما
  6. شمارهٔ ۴۰به جوش گرمی بازار دیده‌ای خود را
  7. شمارهٔ ۴۱گره از جبهه واکن لب به حرف آشنا بگشا
  8. شمارهٔ ۴۲ز خال عارضش گل می‌کند رفع حجاب اینجا
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.