پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

شکوفه زد علم جلوه در گلستان‌ها

شد از بهار جلو خوان گل گلستان‌ها

شکوفه از افق شاخ سر چو کوکب زد

گرفت کوکبهٔ آسمان گلستان‌ها

برای طفل نگه غنچهٔ شکوفه ز شاخ

چو ماه بدر پر از شیر کرده پستان‌ها

شکوفه را ید بیضاست در گشایش دل

گشود چون گره شاخ عقدهٔ جان‌ها

ز بس که موج گهر از شکوفه زد لب جو

محیط خندهٔ دندان‌نماست بستان‌ها

ستاره ریز چو شاخ از شکوفه گشت نمود

چو کهکشان به نظر جدول خیابان‌ها

شکوفه می‌کند از گنج‌های بادآورد

لبالب از زر سرخ و سفید دامان‌ها

به باغ تازه‌نهالان چو جمع موزونان

گرفته‌اند به دست از شکوفه دیوان‌ها

ز بس که ریخته اوراق و خامه بر سر هم

شد از شکوفه دگر شاخ چون دبستان‌ها

دهان باغ دگر از شکوفه و شبنم

برای خوردن غم نقد کرده دندان‌ها

شد از شکوفه دگر چون سفینهٔ نورس

محیط موج گهر صفحهٔ گلستان‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷حضور یک جهتان است عمر باقی ما
  2. شمارهٔ ۳۸کرده تا سلسله‌ی زلف تو دیوانه مرا
  3. شمارهٔ ۳۹از نی کلکش چو بر تارک رقم داریم ما
  4. شمارهٔ ۴۰به جوش گرمی بازار دیده‌ای خود را
  5. شمارهٔ ۴۱گره از جبهه واکن لب به حرف آشنا بگشا
  6. شمارهٔ ۴۲ز خال عارضش گل می‌کند رفع حجاب اینجا
  7. شمارهٔ ۴۳چو آرایش دهم چون شاخ رُز کاشانه‌ی خود را
  8. شمارهٔ ۴۴ز بس که آتش سودای او گداخت مرا
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.