پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

تا چهره‌گشا شد غم عشقم یرقان را

در خلوت آئینه کنم سیر خزان را

چون کوه ز سنگین دلی آن مایه‌ی تمکین

در کُشتَنَم از تاب کمر بسته میان را

حیرت نشود گر سُبُل دیده توان دید

بر آینه‌ی عارض او جوهر جان را

گر رنجش بی جای تو را هیچ سبب نیست

ما هیچ نوشتیم میان را و دهان را

ز آشفتگی بخت نمودیم چو نورس

مجموعه‌ی دل زلف پریشان بتان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶نیست منظور نظر صهبای انگوری مرا
  2. شمارهٔ ۳۷حضور یک جهتان است عمر باقی ما
  3. شمارهٔ ۳۸کرده تا سلسله‌ی زلف تو دیوانه مرا
  4. شمارهٔ ۳۹از نی کلکش چو بر تارک رقم داریم ما
  5. شمارهٔ ۴۰به جوش گرمی بازار دیده‌ای خود را
  6. شمارهٔ ۴۱گره از جبهه واکن لب به حرف آشنا بگشا
  7. شمارهٔ ۴۲ز خال عارضش گل می‌کند رفع حجاب اینجا
  8. شمارهٔ ۴۳چو آرایش دهم چون شاخ رُز کاشانه‌ی خود را
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.