پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹

از نی کلکش چو بر تارک رقم داریم ما

خنده‌ها بر ابلق اکلیل جم داریم ما

سالکان را کفر و دین پامال راه شوق اوست

کعبه و بتخانه در نقش قدم داریم ما

آفتاب عارض او بس که رنگین جلوه است

در دل هر ذره صد بیت‌الصنم داریم ما

در دل دریا ز نیسان آب گوهر شد گره

عقده‌ها در خاطر از ابر کَرَم داریم ما

عالمی را در دمی تسخیر کردن کار ماست

همچو صبح از چاک دل تیغ دو دم داریم ما

در کمند زلف آه ما دل صیاد ماست

در شکنج دام خود صید حرم داریم ما

وارث خاتم سلیمان را خموشی بوده است

عالمی زیر نگین از پاس دم داریم ما

در گره از خال آن لب نقد جان را بسته‌ایم

چون خطش زیر نگین باغ ارم داریم ما

جزء جزء ما بهشت آباد از یاد تو شد

چون تو را داریم در عالم چه غم داریم ما

عالم دیگر بود هر جلوه‌ی ناز تو را

در نگین نقش پایت ملک جم داریم ما

شور سودا درد و داغ و لخت دل خون جگر

هر دم از ایوان نعمت‌ها چه کم داریم ما

شوخی از آهو نگاهان بیشتر منظور ماست

از دل آرامی که وحشی نیست رَم داریم ما

همچو نورس زان رخ و مژگان سخنور گشته‌ایم

سرنوشت فکر از این لوح و قلم داریم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱گره از جبهه واکن لب به حرف آشنا بگشا
  2. شمارهٔ ۴۲ز خال عارضش گل می‌کند رفع حجاب اینجا
  3. شمارهٔ ۴۳چو آرایش دهم چون شاخ رُز کاشانه‌ی خود را
  4. شمارهٔ ۴۴ز بس که آتش سودای او گداخت مرا
  5. شمارهٔ ۴۵به گلشن گر گشاید چین زلف عنبر افشان را
  6. شمارهٔ ۴۶بود از تیغ زبان فکر زره‌پوشی مرا
  7. شمارهٔ ۴۷بود پهلونشین شمشیر شاه‌انداز دولت را
  8. شمارهٔ ۴۸از آن موی و میان بستم کمر افکار عالی را
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.