پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

به گلشن گر گشاید چین زلف عنبر افشان را

تبسم عطسه گردد غنچه‌ی گل‌های خندان را

اگر بر ظلمت افتد پرتوی از لعل جان بخشش

نماید موی آتش دیده موج آب حیوان را

به جیبش تکمه‌ی خورشید داغ رشک می‌گردد

گشاید ماه من بر صبح اگر چاک گریبان را

به طفل شوخ‌چشمی داده‌ام دل را که از وحشت

رگ خواب گران داند رَمِ وحشی غزالان را

ز آشوبش چرا ایمن نباشد عالم ایمان

سر زلف تو در زنجیر دارد کافرستان را

مهیا شد مرا اسباب تقطیع از دم تیغش

چو گل آرایش تن کرده‌ام زخم نمایان را

سراپایم چو در حسن از تبسم غنچه‌اش پیچد

به چشمم چون رگ گل می‌نماید خار مژگان را

شمیم نو بهار حکمتش مَعْزی که دریابد

گل رعنای این گلزار داند کفر و ایمان را

بهار روی آتش ناک او در چشم تو نورس

چو شمع طور گلریز تجلّی کرده مژگان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷بود پهلونشین شمشیر شاه‌انداز دولت را
  2. شمارهٔ ۴۸از آن موی و میان بستم کمر افکار عالی را
  3. شمارهٔ ۴۹مده به سیل فنا خانه‌ی دل و دین را
  4. شمارهٔ ۵۰عقده‌ی دل گر شود تسبیح استغفار ما
  5. شمارهٔ ۵۱عَلَم از قَلَم ساخت دوران مرا
  6. شمارهٔ ۵۲به مجلس‌ها نظر کردیم اعیان و اهالی را
  7. شمارهٔ ۵۳تا لبالب ز می حسن تو شد شیشه‌ی ما
  8. شمارهٔ ۵۴عتاب و لطفت از ابروی مه رویان شود پیدا
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.