پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

عَلَم از قَلَم ساخت دوران مرا

در اقلیم خط کرد سلطان مرا

قلم در کَفَم خطّه‌ی خط گرفت

مسخّر عراق و خراسان مرا

مسلّم به حُسن خط از شعر تر

گلِ تاج فردوس دیوان مرا

خِرد واله‌ی حُسن انشای من

قبول است طُغرای عنوان مرا

زند حرف خطّم لب لعل یار

سیاهی است در آب حیوان مرا

فسادی است پیش من اصلاح خط

صلاح است ای خوش‌نویسان مرا

به دفع شیاطین چو تیر شهاب

عجب ترکشی شد قلمدان مرا

چو صدرم به دیوان دانشوری

صدارت نمودند شاهان مرا

نظرباز من شوخ چشمان هند

خریدار خُنکار و خاقان مرا

چرا در کشاکش نباشد دلم

کشیدند از شیره‌ی جان مرا

چو نورس شرف‌نامه‌ی عالمم

عَلَم کرد توفیق یزدان مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳تا لبالب ز می حسن تو شد شیشه‌ی ما
  2. شمارهٔ ۵۴عتاب و لطفت از ابروی مه رویان شود پیدا
  3. شمارهٔ ۵۵شب که پیچد عطر آن پیچیده کاکل در هوا
  4. شمارهٔ ۵۶بس که سهم درد غفلت ناتوان دارد مرا
  5. شمارهٔ ۵۷کباب شد جگر و گریه در گلوست مرا
  6. شمارهٔ ۵۸حمایل حلقه‌ی دام است این زیورپرستان را
  7. شمارهٔ ۵۹کرده تا چشم ترم انشاء ز مژگان ابر را
  8. شمارهٔ ۶۰به گلشن بس که دارد غنچه تقلید حجابش را
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.