پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

به مجلس‌ها نظر کردیم اعیان و اهالی را

پر از نقش دَغَل دیدیم مسند‌های خالی را

به محض ادّعا هر مطلبی ثابت نمی‌گردد

به نقض خویشتن شاهد مکن صاحب کمالی را

همین عشق است کز راز حقیقت پرده بردارد

به چشم عقل نتوان دید حُسن لایزالی را

زِ مهر دوست آتش هم نسازد سرد عاشق را

کجا آسان توان الزام داد از بحث غالی را

در انشای عدالت لفظ بی‌معنی نمی‌باشد

بهشت نقد خرد تن بُوَد نیکو فعالی را

ز بس شد محو نقش آب و گل از لوح ترکیبم

گشایم چهره چون تمثال ابدان مثالی را

هلال ابرو از صبح جبینش دیده دانستم

که بر طاق بلندی جا دهد صاحب جمالی را

شبی صاحب‌فراشی را طبابت می‌توان کردن

دوا از شربت وصل است هر شوریده حالی را

ندارد پَست فطرت غیر خواهش هیچ مرسولی

ز همّت باشد استغنا ملازم طبع عالی را

گدازد بر سر چینی کشان دیهیم فغفوری

زَر اندود از چه دوران می‌کند جام سُفالی را

تو را حُسن تفأل هادی راه است چون نورس

به هر حالی مده از کف عنان نیک فالی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴عتاب و لطفت از ابروی مه رویان شود پیدا
  2. شمارهٔ ۵۵شب که پیچد عطر آن پیچیده کاکل در هوا
  3. شمارهٔ ۵۶بس که سهم درد غفلت ناتوان دارد مرا
  4. شمارهٔ ۵۷کباب شد جگر و گریه در گلوست مرا
  5. شمارهٔ ۵۸حمایل حلقه‌ی دام است این زیورپرستان را
  6. شمارهٔ ۵۹کرده تا چشم ترم انشاء ز مژگان ابر را
  7. شمارهٔ ۶۰به گلشن بس که دارد غنچه تقلید حجابش را
  8. شمارهٔ ۶۱شفق‌گون رنگ می‌سازد شراب دامن صحرا
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.