پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

بس که سهم درد غفلت ناتوان دارد مرا

آب تیغش با گوارایی زیان دارد مرا

تا شکستم استخوان پیوند کارم شد درست

مومیایی در شکستن استخوان دارد مرا

از تجلی خویش را شمع زیان‌آور گداخت

در زیان از هر تمنایی زبان دارد مرا

گر دهد کم خاک‌مالم چون هدف بر جور عشق

از برای فتنه برپا آسمان دارد مرا

گوشه‌گیری چلّه‌ام را تیر باران کرده است

چرخ دایم در کشاکش چون کمان دارد مرا

چون خط از طالع مرا نشو و نما پیچد به هم

نوبهار اینجا هم آغوش خزان دارد مرا

می‌توان امّید دل را بست این نسبت کمر

لاغری‌ها رشک آن موسی جوان دارد مرا

شد غبار چشم اقبال من آنکه سر به سر

راهزن در پرده گرد کاروان دارد مرا

نیست از تفتیش رحمت هیچ آهن پاره را

نسبت زر در گداز امتحان دارد مرا

یار تا سازد دلم هر دم به روی مبتلا

می‌توان گفتش ز خواهش همچو جان دارد مرا

می‌گذارد قاف ناف از سایه‌ی من بر زمین

کوه تمکینش ز بس خاطر گران دارد مرا

چون تهمتن از تن خاکی چه‌ها طی کرده‌ام

پیکر از اعضا مهیا هفت‌خوان دارد مرا

سر به طوفان کشتی بالا نشین را داده‌اند

سدّ سیل فتنه خاک آستان دارد مرا

موج شهدم نیش بر جان زد چو زنبور عسل

دل مشبّک طالع از پهلوی‌شان دارد مرا

خانه‌ی معنی نگارم می‌کشد دل‌ها به دام

هر طرف صد کعبه نورس ناودان دارد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸حمایل حلقه‌ی دام است این زیورپرستان را
  2. شمارهٔ ۵۹کرده تا چشم ترم انشاء ز مژگان ابر را
  3. شمارهٔ ۶۰به گلشن بس که دارد غنچه تقلید حجابش را
  4. شمارهٔ ۶۱شفق‌گون رنگ می‌سازد شراب دامن صحرا
  5. شمارهٔ ۶۲زه ناز است کمان گوشه‌ی ابروی تو را
  6. شمارهٔ ۶۳الف قدی که دلم ساخت مبتلا به بلا
  7. شمارهٔ ۶۴با تمنّای دلت مطلب نگردد آشنا
  8. شمارهٔ ۶۵ای ز تمکین تو چون کوه قوی پشت حباب
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.