پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

به گلشن بس که دارد غنچه تقلید حجابش را

گل از موج تبسم وا کند بند نقابش را

اگر یک شب سهیل لعل آن مه بر فلک تابد

چو داغ لاله آرد در نظر صبح آفتابش را

چو از خون بهار آن شاخ گل می در قدح ریزد

دهد از مجمر گل‌ها دل بلبل کبابش را

ندارد بر بساط دلبری هم چشمی از شوخی

که بالین از رَم آهوست چشم نیم خوابش را

به رنگ غنچه خونین لعل او را موج می‌سازد

مگر در شیشه‌ی شبنم رساند گل شرابش را

چو محو نشأه‌ام دارد شراب جلوه‌ی یادش

روم از خویش اگر جانان براندازد نقابش را

به رنگ زخم گل ناسور داغ لاله می‌گردد

به گلشن گر گشاید طُرّه زلف نیم تابش را

چو بیند در نیازم بی جگر آشفته می‌گردد

زبان چون نی نمی‌فهمد کسی ناز و عتابش را

چو ماه نو نماید ضعف طالع پیکر مردم

چرا از دور چون خورشید می‌بوسم رکابش را

عجب دارم که در آب عرق روز شمار افتد

ز خجلت هر که اینجا پاک می‌سازد حسابش را

چه غم در هند اگر روشن سواد صد غزل گردد

که من همچو حنا شب در میان گویم جوابش را

دل ویران نورس نازنین کیفیتی دارد

چو چشم مست خوبان دیدم احوال خرابش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲زه ناز است کمان گوشه‌ی ابروی تو را
  2. شمارهٔ ۶۳الف قدی که دلم ساخت مبتلا به بلا
  3. شمارهٔ ۶۴با تمنّای دلت مطلب نگردد آشنا
  4. شمارهٔ ۶۵ای ز تمکین تو چون کوه قوی پشت حباب
  5. شمارهٔ ۶۶به رغم چرخ و اختر چیده‌ام بزم شراب امشب
  6. شمارهٔ ۶۷ای پر پروانه‌ی شمعت چراغ آفتاب
  7. شمارهٔ ۶۸مصحف حسن تو افکند چو تصویر در آب
  8. شمارهٔ ۶۹از آب و تاب عکس تو ای مه جبین به آب
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.