پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

ای پر پروانه‌ی شمعت چراغ آفتاب

عینک چشم تمنای تو داغ آفتاب

بس که دل سرشار شد از باده‌ی مهر رُخت

ساغر خالی است در چشمش ایاغ آفتاب

اشک در دل نقش می‌بندد خیال عارضش

چشم تر می‌گردد از شبنم سراغ آفتاب

هر نفس واعظ مزن دامن به شمع داغ عشق

کی شود خاموش از صرصر چراغ آفتاب

دور مینای فلک باشد به کام راستان

صبح از آن رو زد صبوحی از ایاغ آفتاب

چشم ظاهر کی کند ادراک ماه طلعتش

دیده گل چینی نمی‌داند ز باغ آفتاب

بی دِماغان غمش را نیست میل این و آن

نی هوای ماه دارم نی دِماغ آفتاب

گر ز حاسد پرسد احوال مرا پُر دور نیست

هر که از خفّاش می‌گیرد سراغ آفتاب

زیردستم عالم خاک است و گردون تکیه‌گاه

ز فروغ روی او دارم فراغ آفتاب

ورس از مهر رضا هر روز در مشرق زمین

سوختم بر سینه همچون صبح داغ آفتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹از آب و تاب عکس تو ای مه جبین به آب
  2. شمارهٔ ۷۰اشک گلگونم کشد هرجا عنان عندلیب
  3. شمارهٔ ۷۱ابروی اوست مطلع دیوان آفتاب
  4. شمارهٔ ۷۲مست خوابم را کند مژگان گشایی آفتاب
  5. شمارهٔ ۷۳تا بساط خاک را پیچید چشم تر در آب
  6. شمارهٔ ۷۴مُردم از نقش آن گل سیراب
  7. شمارهٔ ۷۵آن که گوش چرخ را مالیده فریاد من است
  8. شمارهٔ ۷۶تا ز عکسش منوّر آینه است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.