پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

ابروی اوست مطلع دیوان آفتاب

یا موج عنبرست ز طوفان آفتاب

مشکین هلال ابلق زرین کلاه او

بسم‌اللهی است بر سر دیوان آفتاب

سیمین ترنج غبعب او هر که دیده است

سنجیده است گوی گریبان آفتاب

فرمان آفتاب بود خطّ عارضش

خالش چو مهر بر سرِ فرمان آفتاب

هر قطره بس که آینه پرواز عکس اوست

با اشک ماست حسن چراغان آفتاب

روزی که عرض حسن جهان سوز کرده‌ای

شد آتش تو شعله کش از جان آفتاب

خال سیه به گوشه‌ی ابروی ماه من

گویی است رفته در خم چوگان آفتاب

هر کس که گرم با همه از مهر بر خَورَد

گردد جهان فروز به عنوان آفتاب

هر کس که داده باز سِتَد پرده‌اش درید

باشد هلال زخم نمایان آفتاب

دارد در آستین ید بیضای موسوی

نورس علم کشید به میدان آفتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳تا بساط خاک را پیچید چشم تر در آب
  2. شمارهٔ ۷۴مُردم از نقش آن گل سیراب
  3. شمارهٔ ۷۵آن که گوش چرخ را مالیده فریاد من است
  4. شمارهٔ ۷۶تا ز عکسش منوّر آینه است
  5. شمارهٔ ۷۷چارسوی دیده چو صحرای قزوین دلگشاست
  6. شمارهٔ ۷۸بوته‌ای باید ز گل باغ مشجّر قحط نیست
  7. شمارهٔ ۷۹بس که با دل ناز چشمش التفات از سر گرفت
  8. شمارهٔ ۸۰کی قلب دل ز سیم‌تنان می‌توان گرفت
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.