پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

مُردم از نقش آن گل سیراب

از نی کلک من چکیده گلاب

گردش چشمش از نظاره‌ی گرم

آب آئینه را کند گرداب

مستم از چهره‌ی عرق ناکش

مزه دارد شراب در مهتاب

بوسه‌ام نقشبند شوخی شد

دوش تا دیدم آن پری در خواب

در دل بحر از هوای غمش

خانه خالی کند گهر چو حباب

چه غباری است بر لب از خطّش

گر نشد خانه‌ی امید خراب

شد مرا قبله طاق ابرویت

بست احرام دل در این محراب

هیچ با یکدگر نمی‌جوشند

با لبت بوسه را بُوَد شکراب

برق چشمش گداخت جانم را

دلم از آتش گل است کباب

می‌خورد خون دختر رز را

پیش زاهد مگو حدیث شراب

کرده نورس به رنگ شبنم گل

آتش لعل او دلم را آب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶تا ز عکسش منوّر آینه است
  2. شمارهٔ ۷۷چارسوی دیده چو صحرای قزوین دلگشاست
  3. شمارهٔ ۷۸بوته‌ای باید ز گل باغ مشجّر قحط نیست
  4. شمارهٔ ۷۹بس که با دل ناز چشمش التفات از سر گرفت
  5. شمارهٔ ۸۰کی قلب دل ز سیم‌تنان می‌توان گرفت
  6. شمارهٔ ۸۱همین نه حسن رخش گل به نوبهار نداشت
  7. شمارهٔ ۸۲خال لب تو شاهد داغ دل من است
  8. شمارهٔ ۸۳تا ز حرفِ آن گلِ رو نامه بوی گل گرفت
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.