پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

تا ز عکسش منوّر آینه است

رشک خورشید خاور آینه است

از بهشت رخ عرق ناکش

چهره‌پرداز کوثر آینه است

از فروغ سهیل عکس لبش

شفق صبح محشر آینه است

در نظربازی سیه‌چشمان

از نگاه که کمتر آینه است

نورس از فیض نوش خندانش

صدف لؤلوءِ تر آینه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸بوته‌ای باید ز گل باغ مشجّر قحط نیست
  2. شمارهٔ ۷۹بس که با دل ناز چشمش التفات از سر گرفت
  3. شمارهٔ ۸۰کی قلب دل ز سیم‌تنان می‌توان گرفت
  4. شمارهٔ ۸۱همین نه حسن رخش گل به نوبهار نداشت
  5. شمارهٔ ۸۲خال لب تو شاهد داغ دل من است
  6. شمارهٔ ۸۳تا ز حرفِ آن گلِ رو نامه بوی گل گرفت
  7. شمارهٔ ۸۴باز عشق تازه‌ای برق قرارم گشته است
  8. شمارهٔ ۸۵آنکه محراب دو عالم گوشه‌ی ابروی اوست
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.