پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

تا ز حرفِ آن گلِ رو نامه بوی گل گرفت

در کفم چون شاخه سنبل خانه بوی گل گرفت

تا چو شبنم اشکم از یاد تو شد گل پیرهن

همچو مینای گلابم جامه بوی گل گرفت

بس که می‌جوشد بهار حسنش از مکتوب من

همچو منقار هَزاران خامه بوی گل گرفت

تا بساط آرای دل چون غنچه گلبرگ تو شد

همچو برگ گلشنم هنگامه بوی گل گرفت

پیش محراب از گل رویَش حدیثی خوانده شد

زاهد بی مغز را عمامه بوی گل گرفت

گل عذار من به مدرس غنچه‌ی لب تا گشود

جزء جزء دفتر علامه بوی گل گرفت

بس که در افواه حرف نو بهارم کرده گل

غنچه‌سان نورس دهان عامه بوی گل گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵آنکه محراب دو عالم گوشه‌ی ابروی اوست
  2. شمارهٔ ۸۶تو را که نرگس پرکار نکته پرداز است
  3. شمارهٔ ۸۷مهره مهر فلک گوهری از افسر ماست
  4. شمارهٔ ۸۸هر دم سخن ز دُرج دهان تو گفتنی است
  5. شمارهٔ ۸۹بس که آن شوخی‌وش از می شوخ و شنگ
  6. شمارهٔ ۹۰خط‌کشیدن بر غرض‌ها سطری از منشور ماست
  7. شمارهٔ ۹۱از شفق کی تیغ خورشید جهان آرا گذشت
  8. شمارهٔ ۹۲رمیدگیّ دل ما ز آرمیدن ماست
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.