پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

خال لب تو شاهد داغ دل من است

داغ محبت تو چراغ دل من است

از بس که محو باده‌ی لعل تو گشته است

خطّ لب تو خطّ ایاغ دل من است

خون گرمی ای که از دم تیغ تو دیده‌ام

خورشید حشر پنبه‌ی داغ دل من است

با یار زلف حور بود موج اشک و آه

بی او نظاره موی دماغ دل من است

تعلیقه‌ی نیاز بود خطّ سبز یار

از قید زلف وقت فراغ دل من است

خورشید داغ لاله‌ی گلزار حسن اوست

انجم سواد شبنم باغ دل من است

چون رشته‌ای که بی‌گهرش تاب می‌رود

آشفته زلف او به سراغ دل من است

بی درد باختی که فراموش کرده‌ای

شرط محبتی که به باغ دل من است

نورس چرا به دست و لب من نمی‌رسد

سیب ذقن که میوه‌ی باغ دل من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴باز عشق تازه‌ای برق قرارم گشته است
  2. شمارهٔ ۸۵آنکه محراب دو عالم گوشه‌ی ابروی اوست
  3. شمارهٔ ۸۶تو را که نرگس پرکار نکته پرداز است
  4. شمارهٔ ۸۷مهره مهر فلک گوهری از افسر ماست
  5. شمارهٔ ۸۸هر دم سخن ز دُرج دهان تو گفتنی است
  6. شمارهٔ ۸۹بس که آن شوخی‌وش از می شوخ و شنگ
  7. شمارهٔ ۹۰خط‌کشیدن بر غرض‌ها سطری از منشور ماست
  8. شمارهٔ ۹۱از شفق کی تیغ خورشید جهان آرا گذشت
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.