پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

آنکه محراب دو عالم گوشه‌ی ابروی اوست

در دل هر ذره پنهان آفتاب روی اوست

مهر و مه یک پرتو از شمع تجلی سایه‌اش

نُه فلک یک پیچ و تاب از حلقه گیسوی اوست

طرفه صحرایی است صحرای سواد معرفت

حیرت نظّاره آنجا شوخی آهوی اوست

پیچ و تاب رشته دارم در هوای گوهری

از رگ اندیشه دل را گر چه راهی سوی اوست

در گلستان شناسایی چرا کج نغمه‌ای

چون گل هر رنگ و رنگ هر گلی را بوی اوست

صفحه‌ام رشک پر طوطی است از حرف خطش

خامه‌ام شاخ گل از وصف بهار روی اوست

صورت معنی است نورس جلوه‌گر ز آیینه‌اش

کاسه سر هر که را هم کاسه زانوی اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷مهره مهر فلک گوهری از افسر ماست
  2. شمارهٔ ۸۸هر دم سخن ز دُرج دهان تو گفتنی است
  3. شمارهٔ ۸۹بس که آن شوخی‌وش از می شوخ و شنگ
  4. شمارهٔ ۹۰خط‌کشیدن بر غرض‌ها سطری از منشور ماست
  5. شمارهٔ ۹۱از شفق کی تیغ خورشید جهان آرا گذشت
  6. شمارهٔ ۹۲رمیدگیّ دل ما ز آرمیدن ماست
  7. شمارهٔ ۹۳دُری که در صدف گوش آن جفا گوش است
  8. شمارهٔ ۹۴رنگینی خیال تو از پافشردن است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.