پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

رنگینی خیال تو از پافشردن است

چون طرّه حسن فکر تو در تاب خوردن است

خواهی تو را کنند پسندیدگان قبول

دعوای ناپسندی‌ات از پیش بردن است

صاحب وجود عالم شایستگی شدن

نقش خودی ز لوح تعیّن ستُردن است

معراجِ سیرِ ذَروه‌ی عزت شدن ز قدر

خود را به پایه از همه کمتر شمردن است

پروانه از گدازش تن وصل شمع یافت

در نرد عشق باختنش عین بردن است

از شعر خود مسوّده دادن به بی‌کمال

فرزند را به دست قلندر سپردن است

نورس چو شربت دم تیغش مرا دواست

درد مرا علاج به یک آب خوردن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶راست کیشی نیست در عالم که کج رفتار نیست
  2. شمارهٔ ۹۷مرا به خلوت اندیشه شیشه شیشه شراب است
  3. شمارهٔ ۹۸تا به چشم نو بهار جلوه‌اش گل کرده است
  4. شمارهٔ ۹۹بی کَرَم را نخوت و تمکین چراست
  5. شمارهٔ ۱۰۰در سواری جلوه‌ات را آب و تاب دیگر است
  6. شمارهٔ ۱۰۱بوته‌ی سوز و گداز از برگ عیشم حاصل است
  7. شمارهٔ ۱۰۲هر که را خون جگر نعمت الوانش نیست
  8. شمارهٔ ۱۰۳سلطنت نفس بهیمی را مسخر کردن است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.