پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

راست کیشی نیست در عالم که کج رفتار نیست

یک خدنگ از چرخ بی لب خنده سوفار نیست

معنی آید در تبسم از لب لفظ لطیف

غنچه نشکفته‌ی ما را در این گلزار نیست

گوهر یک دانه‌ی معنی است اکسیر حیات

پیش ما بسیار باشد هر چه آن بسیار نیست

از گداز تن چراغ هستی ما روشن است

همچو شمعم کی دمی چشم تر آتش‌بار نیست

از بحور نظمم آید گوهر معنی به کف

چون رگ ابرم قلم بی بحر گوهر‌بار نیست

نقطه‌ی خال تو را پرگار مژگان من است

روشن است این نکته‌ام یک نقطه بی‌پرگار نیست

با درشتان ربط ما برهان همواری بود

پیش ما هموار باشد هر که او هموار نیست

از خیال شمع رخسارش چراغم روشن است

همچو زلف او شبستان غم دل تار نیست

بس که چیزی در بهای خود عزیزان کم دهند

همچو گل یک خود فروش امروز در بازار نیست

بس که اکثر خلق عالم نابکار افتاده‌اند

هر که می‌آید به کاری این زمان در کار نیست

گفتگوی خود کنیم از پنبه سازی گوش کش

این زمان ما را مصاحب کمتر از دیوار نیست

این نوای تازه گر کلک تو نورس کرد گل

عندلیب باغ را در غنچه‌ی منقار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸تا به چشم نو بهار جلوه‌اش گل کرده است
  2. شمارهٔ ۹۹بی کَرَم را نخوت و تمکین چراست
  3. شمارهٔ ۱۰۰در سواری جلوه‌ات را آب و تاب دیگر است
  4. شمارهٔ ۱۰۱بوته‌ی سوز و گداز از برگ عیشم حاصل است
  5. شمارهٔ ۱۰۲هر که را خون جگر نعمت الوانش نیست
  6. شمارهٔ ۱۰۳سلطنت نفس بهیمی را مسخر کردن است
  7. شمارهٔ ۱۰۴ناله‌ام تا نُه فلک را حلقه‌ی دف کرده است
  8. شمارهٔ ۱۰۵غنچه بی لعلت به گلشن برگ خندیدن نداشت
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.