پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

ناله‌ام تا نُه فلک را حلقه‌ی دف کرده است

چهره‌ی خورشید را آهم مزّلف کرده است

هر دم از تنزیل عکس آن آیت حسن و جمال

صفحه‌ی آیینه را هم چشم مصحف کرده است

نازنین ترکی که من دارم ز استغنای حسن

در تغافل شرط با نوّاب اشرف کرده است

باز در قتل اسیران از مصاف ترک چشم

فتنه چون مژگان شوخ آرایش صف کرده است

مشرق خمیازه باشد چون کمان آغوش زخم

تا خدنگش سینه را نورس مشرّف کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶از نشأه‌ی جور تو دلم مست مدام است
  2. شمارهٔ ۱۰۷تا عذارش نقش آن خطّ زمرّد رنگ بست
  3. شمارهٔ ۱۰۸تا دلم مست رنگ و بوی گل است
  4. شمارهٔ ۱۰۹رو کن به حق چه جویی دارالشفا شفا اوست
  5. شمارهٔ ۱۱۰میخانه‌ی صبوحی دل چشم مست توست
  6. شمارهٔ ۱۱۱حسن بهار گیتی بر بوی گل سوار است
  7. شمارهٔ ۱۱۲خط شبیخون زن اطراف گلستانش نیست
  8. شمارهٔ ۱۱۳فروغ وصل ز شب‌های تار ما پیداست
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.