پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

میخانه‌ی صبوحی دل چشم مست توست

لبریز نشأه غنچه‌ی ساغرپرست توست

در خون چو طفل اشک طپد ناله در دلم

این زخم کاری از مژه‌ی تند شست توست

در دام اضطراب تو ما را فکنده‌ای

نبض تپیدن دل عاشق به دست توست

دیدیم نسخه‌های گلستان ورق ورق

کی برگ گل به رنگ گل رنگ بست توست

عشقت گرفت گرم و جهانی در آتش‌اند

خورشید اگر خطا نکنم داغ دست توست

سرباز زهد و باده ده الامان یکی است

زاهد عمامه‌ات به چنین دور بست توست

داغ سپند خال تو از سینه سوختیم

دلها کباب هندوی آتش‌پرست توست

حسن تو را فزاید و مویی شود ز غم

هرکس چو زلف چهره‌گشای شکست توست

سرو قد تو رفته به معراج دلبری

چون سایه هر نهال در این باغ پست توست

رطل گران علاج خمارش نمی‌کند

مخمور نورس از نگه نیم مست توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲خط شبیخون زن اطراف گلستانش نیست
  2. شمارهٔ ۱۱۳فروغ وصل ز شب‌های تار ما پیداست
  3. شمارهٔ ۱۱۴هرگز از آن مژه‌ها نقش نمایانش نیست
  4. شمارهٔ ۱۱۵جام شراب عیشش زخم گشاده‌رویی است
  5. شمارهٔ ۱۱۶چون غنچه دلم از می گلرنگ گرفته است
  6. شمارهٔ ۱۱۷نور چون مهر پرده‌دار من است
  7. شمارهٔ ۱۱۸در حلقه‌های زلف چو دل خانه‌ها گرفت
  8. شمارهٔ ۱۱۹غم نوای من در این بستان سرا بلبل بس است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.