پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

در حلقه‌های زلف چو دل خانه‌ها گرفت

اول ز لعل مغبچه پروانه‌ها گرفت

چشمم به گریه زان لب میگون کشید جام

تسبیح داد از کف و پیمانه‌ها گرفت

فغفور دل کشید چو لشکر ز اشک و آه

در چین زلف یار پری خانه‌ها گرفت

نگذاشت دل به داغ غمش آشنا شود

آن تند خو که مشرب پیکانه‌ها گرفت

در هند زلف سود ز سودا ندیده‌ام

فال مکرّری دلم از شانه‌ها گرفت

هرکس که پاس سکّه از این قوم قلب داشت

مسکن چو گنج در دل ویرانه‌ها گرفت

غافل مشو ز حاصل احسان که ابر را

بخشید بحر آبی و دُردانه‌ها گرفت

مانع شده است سرکشی شعله را به چوب

هر کس جنون به سنگ ز دیوانه‌ها گرفت

از جام حرف دوست می وصل می‌کشیم

نورس گلاب از گل افسانه‌ها گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰تا جلوه کرد دامن طاقت کشید و رفت
  2. شمارهٔ ۱۲۱آبروی گوهر ما را به نیسان کار نیست
  3. شمارهٔ ۱۲۲کشت تمکینش مرا انصاف نیست
  4. شمارهٔ ۱۲۳در دل و دیده چه گنجینه‌ی گوهر که مراست
  5. شمارهٔ ۱۲۴گلِ دولت بهار زندگی‌هاست
  6. شمارهٔ ۱۲۵حُسن در بزم ادا کیفیتی منظور ساخت
  7. شمارهٔ ۱۲۶قرار دل اگر رقص آن کمان نگذاشت
  8. شمارهٔ ۱۲۷تا به لب بحر از سرشکم اخگر تبخاله داشت
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.