پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

حُسن در بزم ادا کیفیتی منظور ساخت

ساغر مردافکنی زان نرگس مخمور ساخت

می‌زند پهلو بر افلاک از شراب عشق دل

ساغرم را چرخ زن این باده‌ی پر زور ساخت

پادشاه حُسن چون بر تخت استغنا نشست

شرم را حاجب نمود و ناز را دستور ساخت

آنکه از سنگ قناعت ساغر عیشم شکست

از غبار راهم اول چینی فغفور ساخت

آن که چون موج از محیط وصل او دارم کنار

می‌کشد در بر مرا چندان که از خود دور ساخت

از فغان تابند بندم همچو نی لبریز شد

نامه‌ام هفت آسمان را کاسه‌ی طنبور ساخت

پرتو رخسار او تا گشت منظورم چو شمع

تار مژگان‌ها مرا فوّاره‌های نور ساخت

کاسه‌ی چشم مرا حُسن از نمک لبریز کرد

دل کباب آن لعل خندان کرد و بی‌حد شور ساخت

گرچه بر زخم خیال بوالهوس مرهم نهاد

خطّ مشک افشان لعلش داغ دل ناسور ساخت

دست نکهت غنچه را در جیب شاهان جا دهد

این دل ویران به بویی می‌توان معمور ساخت

فتح اقلیم معانی کرد نورس همتم

خامه را اقبال فکرم رایت منصور ساخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷تا به لب بحر از سرشکم اخگر تبخاله داشت
  2. شمارهٔ ۱۲۸به ترسایی مرا عیش مدام است
  3. شمارهٔ ۱۲۹بس که گرمش ز حُسن بازار است
  4. شمارهٔ ۱۳۰کی سرانگشت تو را رنگ حنا پیچیده است
  5. شمارهٔ ۱۳۱دستم ز پیچ و تاب دل از کار مانده است
  6. شمارهٔ ۱۳۲ای فیض صبح گرده‌ای از آستانه‌ات
  7. شمارهٔ ۱۳۳دگر نقاب تو را از رُخَش زمان جدایی است
  8. شمارهٔ ۱۳۴مرده کی چون خاطر این زندگان افسرده است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.