پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

ای فیض صبح گرده‌ای از آستانه‌ات

خورشید دُرد جام شراب شبانه‌ات

تا زلف مشکبار تو از دست داده‌ام

دارم هزار چاک به دل همچو شانه‌ات

چون بلبلم در آتش گل جوش می‌دهی

ای دل کباب گرمی ناز و بهانه‌ات

پیش‌‌اند زلف و خال تو در دلبری ز هم

باجی نمی‌دهند به هم دام و دانه ات

صورت گرفت نقش گرفتاری‌ات به خود

تا گشت خلوت دلم آیینه خانه‌ات

دل داده‌ای به هم چو خودی یا به خود بگو

حسرت تو را و از نگه عاشقانه‌ات

تا زد ره تو پرده‌ی عشاق همچو گل

در خون طپید بلبل رنگین ترانه‌ات

نورس به رنگ طالب آمل در این چمن

گل‌های بوسه ریخته بر آستانه‌ات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴مرده کی چون خاطر این زندگان افسرده است
  2. شمارهٔ ۱۳۵پیشانی تو مشرق صبح ملاحت است
  3. شمارهٔ ۱۳۶گُلت نه از عرق شرم شبنم افشان است
  4. شمارهٔ ۱۳۷بر گل زخم دلم چون غنچه خندیدن نداشت
  5. شمارهٔ ۱۳۸دل مرا چون غنچه از ترکان به خون
  6. شمارهٔ ۱۳۹امشب از بزم چو آن آینه سیما برخاست
  7. شمارهٔ ۱۴۰تند از برم چو آن مه ابرو کمان گذشت
  8. شمارهٔ ۱۴۱نوبهار آمد چو مجنون نوبت شور من است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.