پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

نوبهار آمد چو مجنون نوبت شور من است

سرکشی در کوچه‌ی زنجیر منظور من است

سخت می‌ترسم شود نزدیک این معنی به هم

مصرع زلفی خیال تازه‌ی دور من است

همچو گلبن نیشتر گل کرده از رگها مرا

خنده‌ی گل راز دار زخم ناسور من است

قدرت گفتارم از تمهید عجزم ظاهر است

چون کمان بازوی خم سر پنجه‌ی زور من است

شبنمی خورشید باشد سوسن داغ مرا

شمع فانوس تجلّی لاله‌ی طور من است

نقش کوثر می‌زند کلک از خیال تازه‌ام

خاطر از بکر معانی جنّت و حور من است

در ادای حق ندارم از حقیقت کوتهی

نورسم از نخل ایمن دار منصور من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳نه فلک حلقه ای از سلسله موی کسی است
  2. شمارهٔ ۱۴۴هر عرضه‌داشتم به تو نقش بهانه‌ای‌ست
  3. شمارهٔ ۱۴۵کی دهد یک کفه از میزان خبر
  4. شمارهٔ ۱۴۶امشب از شمع جمالش بزم چشمم روشن است
  5. شمارهٔ ۱۴۷بس که گندم گون من آدم سرشت افتاده است
  6. شمارهٔ ۱۴۸توسن حسن بتی رام در آغوش ماست
  7. شمارهٔ ۱۴۹بس که در دل آب حیوان لبش خون کرده است
  8. شمارهٔ ۱۵۰گر حسن شکر خنده مهیای نیاز است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.