پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

به ترسایی مرا عیش مدام است

مسیحم ساقی و خورشید جام است

چو صبحم نقده کاری ره زد از مهر

سرشکم زرکش آهم سیم خام است

نماز بوسه از خطّش قضا شد

مگر بسیار نازک وقت شام است

به این سر رشته صیادی ندیدم

تو را از دانه زاهد خاک دام است

غذای دل مرا انفاس قدسی است

به شرع ذوق حیوانی حرام است

رخ کار سخن را خال زیبا

ز نقش پای کِلکِ اهتمام است

عموم لطف طبعم گوید این راز

که زخم خاص بهْ از لطف عام است

اگر سنجیدگی نورس، حلال است

تو را با غیر سنجیدن حرام است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰کی سرانگشت تو را رنگ حنا پیچیده است
  2. شمارهٔ ۱۳۱دستم ز پیچ و تاب دل از کار مانده است
  3. شمارهٔ ۱۳۲ای فیض صبح گرده‌ای از آستانه‌ات
  4. شمارهٔ ۱۳۳دگر نقاب تو را از رُخَش زمان جدایی است
  5. شمارهٔ ۱۳۴مرده کی چون خاطر این زندگان افسرده است
  6. شمارهٔ ۱۳۵پیشانی تو مشرق صبح ملاحت است
  7. شمارهٔ ۱۳۶گُلت نه از عرق شرم شبنم افشان است
  8. شمارهٔ ۱۳۷بر گل زخم دلم چون غنچه خندیدن نداشت
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.