پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

گلِ دولت بهار زندگی‌هاست

ولی بی‌بهره از پایندگی‌هاست

به رنگین گلستان تاج و طومار

سحاب تیغ را بارندگی‌هاست

سرشک گرمم از یاد رخ دوست

چو شمع مهر در تابندگی‌هاست

به بی برگی است توأم باد دستی

که خود داریِ گل دارندگی‌هاست

مهیا کرده از شمشیر ناخن

چو شیران جاه را درّندگی‌هاست

سگ آدم خوری بوده است دولت

که از گیراندنش گیرندگی‌هاست

چو نورس بر عِذار عذرخواهی

مرا گلگونه‌ی شرمندگی‌هاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶قرار دل اگر رقص آن کمان نگذاشت
  2. شمارهٔ ۱۲۷تا به لب بحر از سرشکم اخگر تبخاله داشت
  3. شمارهٔ ۱۲۸به ترسایی مرا عیش مدام است
  4. شمارهٔ ۱۲۹بس که گرمش ز حُسن بازار است
  5. شمارهٔ ۱۳۰کی سرانگشت تو را رنگ حنا پیچیده است
  6. شمارهٔ ۱۳۱دستم ز پیچ و تاب دل از کار مانده است
  7. شمارهٔ ۱۳۲ای فیض صبح گرده‌ای از آستانه‌ات
  8. شمارهٔ ۱۳۳دگر نقاب تو را از رُخَش زمان جدایی است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.