پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

در دل و دیده چه گنجینه‌ی گوهر که مراست

هست هم چشم صدف این مژه‌ی تر که مراست

شانه را زود کند دست تصرف کوتاه

دل صد چاکی از آن زلف معنبر که مراست

صفدر بحر به یک چشم زدن می‌گردد

در رکاب مژه این اشک دلاور که مراست

خنده‌ی چاک به پیراهن طاقت زده است

ناخنی بر دل از این وضع مکرر که مراست

نورس از جزء پریشان دلم قصه مپرس

چه توان یافت از این نسخه‌ی ابتر که مراست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵حُسن در بزم ادا کیفیتی منظور ساخت
  2. شمارهٔ ۱۲۶قرار دل اگر رقص آن کمان نگذاشت
  3. شمارهٔ ۱۲۷تا به لب بحر از سرشکم اخگر تبخاله داشت
  4. شمارهٔ ۱۲۸به ترسایی مرا عیش مدام است
  5. شمارهٔ ۱۲۹بس که گرمش ز حُسن بازار است
  6. شمارهٔ ۱۳۰کی سرانگشت تو را رنگ حنا پیچیده است
  7. شمارهٔ ۱۳۱دستم ز پیچ و تاب دل از کار مانده است
  8. شمارهٔ ۱۳۲ای فیض صبح گرده‌ای از آستانه‌ات
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.