پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

کشت تمکینش مرا انصاف نیست

دامن من زیر کوه قاف نیست

می‌زند گر تیغ بی‌باکم چه باک

می‌زنم لاف غم او لاف نیست

اشکم اطلس پوش از آن رخسار شد

از خطش کی بوسه مخمل باف نیست

از خلافش سکه‌ی دلها شکست

چون درستی بابت صرّاف نیست

می‌گشاید هر سحر جیب تو را

سینه‌ی آیینه با ما صاف نیست

برندارم از گریبان تو دست

چاک اگر جیب تو تا ناف نیست

پر تَهِ کارَت به است از روی کار

اطلس رومی است شال خاف نیست

می‌زنی دم از هجای ما چرا

با الف میم تو از ما کاف نیست

از تو راضی شد به سودای نگاه

دیدِ نورس بین که بی‌انصاف نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴گلِ دولت بهار زندگی‌هاست
  2. شمارهٔ ۱۲۵حُسن در بزم ادا کیفیتی منظور ساخت
  3. شمارهٔ ۱۲۶قرار دل اگر رقص آن کمان نگذاشت
  4. شمارهٔ ۱۲۷تا به لب بحر از سرشکم اخگر تبخاله داشت
  5. شمارهٔ ۱۲۸به ترسایی مرا عیش مدام است
  6. شمارهٔ ۱۲۹بس که گرمش ز حُسن بازار است
  7. شمارهٔ ۱۳۰کی سرانگشت تو را رنگ حنا پیچیده است
  8. شمارهٔ ۱۳۱دستم ز پیچ و تاب دل از کار مانده است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.