پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

تا جلوه کرد دامن طاقت کشید و رفت

آمد دمی چو نکهت گل آرمید و رفت

بر سر هزار پیشه‌ی چشمی کشیده دل

هوشم از آن چو آهوی وحشی رمید و رفت

شوخی که در دل است به تمکین یاد خویش

از پیش دیده همچو سرشکم دوید و رفت

چون عمر زنده داشت مرا بی وفا گذشت

چون ناوکش مداد دل من رسید و رفت

شوخی که نشنود دو جهان ناله از چه راه

یک حرف آشنا ز نگاهم شنید ورفت

از گنج کرده بود قناعت به مار و گنج

آن بی‌خبر که زهر امل را چشید و رفت

زخم مراست مرهم کافوری از اجل

نورس خنک دلی که زهستی رمید و رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲کشت تمکینش مرا انصاف نیست
  2. شمارهٔ ۱۲۳در دل و دیده چه گنجینه‌ی گوهر که مراست
  3. شمارهٔ ۱۲۴گلِ دولت بهار زندگی‌هاست
  4. شمارهٔ ۱۲۵حُسن در بزم ادا کیفیتی منظور ساخت
  5. شمارهٔ ۱۲۶قرار دل اگر رقص آن کمان نگذاشت
  6. شمارهٔ ۱۲۷تا به لب بحر از سرشکم اخگر تبخاله داشت
  7. شمارهٔ ۱۲۸به ترسایی مرا عیش مدام است
  8. شمارهٔ ۱۲۹بس که گرمش ز حُسن بازار است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.