پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

حسن بهار گیتی بر بوی گل سوار است

گلدسته‌ای که بندد تارش ز نوک خار است

رنگینی ریاضش از سیمیاست نقشی

نشو و نمای نخلش پروردگار دار است

رنگ پریده‌ی ما بال و پر تَذَروَش

طاووس شوخ چترش جان‌های داغدار است

عنقای مغرب او صیاد زندگانی است

باز سفید صبحش از عمر طعنه خوار است

بر چرخ کهکشانش مار هزار چشم است

دوران روزگارش ثعبان جان شکار است

اکلیل اعتبارش سرمایه‌ی کَلال است

اقبال بیم‌دارش ادبار پایدار است

در نوش بی‌قوامش پنهان هزار نیش است

زیر نگین گنجش بی‌پرده زهر مار است

دیهیم اقتدارش صورت طراز ترک است

امّید بی‌مآلش یاس نقاب‌دار است

جام شراب عیشش زخم گشاده‌روی است

موج می نشاطش دام خِرَد شکار است

نقش بر آب حسنش موج سراب باشد

گنج روان جاهش سیلاب نوبهار است

داغ جبین ناموس هر نقد سکّه سوزش

سیل اساس دینش از آب روی کار است

بی‌پرده نقش آشوب از مهد راحت او

آیین بزمگاهش تصویر کارزار است

پرواز رنگ دارد نقش نگین دولت

بر سر چو بال مرغش طغرای اعتبار است

نورس نشاط دنیا آماده‌ی ملال است

دیدیم دختر رز آماده‌ی خمار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳فروغ وصل ز شب‌های تار ما پیداست
  2. شمارهٔ ۱۱۴هرگز از آن مژه‌ها نقش نمایانش نیست
  3. شمارهٔ ۱۱۵جام شراب عیشش زخم گشاده‌رویی است
  4. شمارهٔ ۱۱۶چون غنچه دلم از می گلرنگ گرفته است
  5. شمارهٔ ۱۱۷نور چون مهر پرده‌دار من است
  6. شمارهٔ ۱۱۸در حلقه‌های زلف چو دل خانه‌ها گرفت
  7. شمارهٔ ۱۱۹غم نوای من در این بستان سرا بلبل بس است
  8. شمارهٔ ۱۲۰تا جلوه کرد دامن طاقت کشید و رفت
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.