پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

خط شبیخون زن اطراف گلستانش نیست

سایه‌ی خضر به سر چشمه حیوانش نیست

کیست کز مهر تو داغی به دل و جانش نیست

نامه‌ای نیست که مهر تو به عنوانش نیست

جیب گل پاره نه تنها ز نگار کف توست

کیست کز دست تو چاکی به گریبانش نیست

از رگ جان نکند فرق خدنگ تو کسی

زان به دلها اثر زخم به پیکانش نیست

به خم طره‌ات افتاده سر و کار دلم

می‌زنم قطره در آن راه که پایانش نیست

ماند پیکان تو در خاک و مشبّک دلهاست

گوهری نیست که صددیده نگهبانش نیست

عقده‌ی مهر چرا در دل صبح است از او

پُر گِرِه خاطرم از کوی گریبانش نیست

شاهد داغ دلم را سند افتاده به دست

خال بر حاشیه‌ی سیب زنخدانش نیست

چهره‌پرداز غبار دل نورس ز صفاست

رقم خط به لب از خامه‌ی ریحانش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴هرگز از آن مژه‌ها نقش نمایانش نیست
  2. شمارهٔ ۱۱۵جام شراب عیشش زخم گشاده‌رویی است
  3. شمارهٔ ۱۱۶چون غنچه دلم از می گلرنگ گرفته است
  4. شمارهٔ ۱۱۷نور چون مهر پرده‌دار من است
  5. شمارهٔ ۱۱۸در حلقه‌های زلف چو دل خانه‌ها گرفت
  6. شمارهٔ ۱۱۹غم نوای من در این بستان سرا بلبل بس است
  7. شمارهٔ ۱۲۰تا جلوه کرد دامن طاقت کشید و رفت
  8. شمارهٔ ۱۲۱آبروی گوهر ما را به نیسان کار نیست
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.