پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

تا عذارش نقش آن خطّ زمرّد رنگ بست

صفحه آیینه‌ام از عکس طوطی رنگ بست

چون نگارستان سِحر از خامه‌ی مژگان شوخ

بر هوا موج نگاهش صورت ارژنگ بست

هر سر مو بر تنم فوّاره‌ی بوی گل است

سرو من چون دسته‌ی گل تا کمر را تنگ بست

اشک طوفان مشربم جوش گرانی می‌زند

کوهسار از موج سیلابم کمر چون سنگ بست

نورسا تا کلک لامع عرصه پیما گشته است

بر زمین از نقش پایش صورت ارژنگ بست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹رو کن به حق چه جویی دارالشفا شفا اوست
  2. شمارهٔ ۱۱۰میخانه‌ی صبوحی دل چشم مست توست
  3. شمارهٔ ۱۱۱حسن بهار گیتی بر بوی گل سوار است
  4. شمارهٔ ۱۱۲خط شبیخون زن اطراف گلستانش نیست
  5. شمارهٔ ۱۱۳فروغ وصل ز شب‌های تار ما پیداست
  6. شمارهٔ ۱۱۴هرگز از آن مژه‌ها نقش نمایانش نیست
  7. شمارهٔ ۱۱۵جام شراب عیشش زخم گشاده‌رویی است
  8. شمارهٔ ۱۱۶چون غنچه دلم از می گلرنگ گرفته است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.