پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸

تا دلم مست رنگ و بوی گل است

چشم چون شبنمم به روی گل است

عندلیبان باغ را منقار

جرس کاروان بوی گل است

داده‌ام تا به عارضش نسبت

خاطرم وقف آرزوی گل است

جلوه‌ی حسن او به باغ وجود

فاش و مستور همچو بوی گل است

شبنم آسا در این چمن نورس

دیده آیینه دار روی گل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰میخانه‌ی صبوحی دل چشم مست توست
  2. شمارهٔ ۱۱۱حسن بهار گیتی بر بوی گل سوار است
  3. شمارهٔ ۱۱۲خط شبیخون زن اطراف گلستانش نیست
  4. شمارهٔ ۱۱۳فروغ وصل ز شب‌های تار ما پیداست
  5. شمارهٔ ۱۱۴هرگز از آن مژه‌ها نقش نمایانش نیست
  6. شمارهٔ ۱۱۵جام شراب عیشش زخم گشاده‌رویی است
  7. شمارهٔ ۱۱۶چون غنچه دلم از می گلرنگ گرفته است
  8. شمارهٔ ۱۱۷نور چون مهر پرده‌دار من است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.