پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

ز انقلاب اشک و آهم بحر و بر در آتش است

قلزمم در آستین و چشم تر در آتش است

برق طور جلوه‌ی من بیشتر گستاخ سوز

بی ادب پروانه‌ها را بال و پر در آتش است

حلقه‌های خطّ مشکین بر گل روی تو نیست

آب و رنگ حسن را لعل سفر در آتش است

برگ از خود رفتن دل ساز داغ دل کند

نکهت گل را ز گل لعل سفر در آتش است

تا دُر گوش آتش یاقوت آن لب شعله زد

ز گل او شبنم آب گهر در آتش است

از نسیم غنچه‌اش چون عود می‌سوزد جگر

از خیال لعل او دل را شکر در آتش است

قرمز اشک روان رنگ طلایی را گداخت

از شراب لعلی ما جام زر در آتش است

ز آفتاب حسن شرم‌افروز جانان همچو شمع

آب می‌گردد دلم اما جگر درآتش است

سوخت نورس داغ رشک اینجا سویدای دلم

از لب او خال هندو تا کمر در آتش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷مرا به خلوت اندیشه شیشه شیشه شراب است
  2. شمارهٔ ۹۸تا به چشم نو بهار جلوه‌اش گل کرده است
  3. شمارهٔ ۹۹بی کَرَم را نخوت و تمکین چراست
  4. شمارهٔ ۱۰۰در سواری جلوه‌ات را آب و تاب دیگر است
  5. شمارهٔ ۱۰۱بوته‌ی سوز و گداز از برگ عیشم حاصل است
  6. شمارهٔ ۱۰۲هر که را خون جگر نعمت الوانش نیست
  7. شمارهٔ ۱۰۳سلطنت نفس بهیمی را مسخر کردن است
  8. شمارهٔ ۱۰۴ناله‌ام تا نُه فلک را حلقه‌ی دف کرده است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.