پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

رمیدگیّ دل ما ز آرمیدن ماست

چو اشک آب رخ ما به خون طپیدن ماست

ز چشم بستن ما خیرگی زیاده شود

چو شمع سرکشی ما ز سربریدن ماست

ز خاک دانه شود چون سوار نشو و نما

به خاکساری ما هم عنان دمیدن ماست

به بحر محو شدن قطره راست عمر ابد

شهید تیغ تو گشتن به جان رسیدن ماست

ز فیض خود شکنی کار ما چو اوج گرفت

شکست شهپر پرواز ما پریدن ماست

قدم شمرده نه‌ای ره نورد وادی عشق

که سنگ راه همین پیش پا ندیدن ماست

غرض گهر بود از غوص بحر چون نورس

به لطف حرف رسیدن سخن شنیدن ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴رنگینی خیال تو از پافشردن است
  2. شمارهٔ ۹۵ز انقلاب اشک و آهم بحر و بر در آتش است
  3. شمارهٔ ۹۶راست کیشی نیست در عالم که کج رفتار نیست
  4. شمارهٔ ۹۷مرا به خلوت اندیشه شیشه شیشه شراب است
  5. شمارهٔ ۹۸تا به چشم نو بهار جلوه‌اش گل کرده است
  6. شمارهٔ ۹۹بی کَرَم را نخوت و تمکین چراست
  7. شمارهٔ ۱۰۰در سواری جلوه‌ات را آب و تاب دیگر است
  8. شمارهٔ ۱۰۱بوته‌ی سوز و گداز از برگ عیشم حاصل است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.