پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

از شفق کی تیغ خورشید جهان آرا گذشت

این چنین کان ترک بی‌پروا ز خون ما گذشت

تیغ بر ما می‌کشد خمیازه‌ی آغوش ما

بس که از ما آن شکار افکن به استغنا گذشت

در دل جانان اثر با نارسایی ناله کرد

بی پر و پیکان خدنگم بود کز خارا گذشت

می‌نگارم هر چه از حسن خیالم رو دهد

پشت پای یوسف من از ید بیضا گذشت

بس که تیغ ناز هر دم شهسوارم رانده است

چاک دل چو جاده‌ام از دامن صحرا گذشت

زلف موجی نیست کان را یوسفی در دام نیست

تا جهاز جلوه‌ی ناز که زین دریا گذشت

بگذرد یا رب به خیر و بخت برگردد مرا

آفت جان و دل ما بود چون از ما گذشت

سایه‌سان آخر به خاکم یاد آن بالا نشاند

سوختم چون شمع بر سر داغ عشق از پا گذشت

نیست جایی در جگر از ناوک او سفته نیست

گر گذشت از دل مرا پیکان او بی جا گذشت

تا به هر جا فکر تندم سر برآرد می‌دود

پایه‌ی اشعار رنگین من از شَعْرا گذشت

وعده کردی تا شوی یک شب چراغ خلوتش

روزی نورس نشد این عمر و مدت‌ها گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳دُری که در صدف گوش آن جفا گوش است
  2. شمارهٔ ۹۴رنگینی خیال تو از پافشردن است
  3. شمارهٔ ۹۵ز انقلاب اشک و آهم بحر و بر در آتش است
  4. شمارهٔ ۹۶راست کیشی نیست در عالم که کج رفتار نیست
  5. شمارهٔ ۹۷مرا به خلوت اندیشه شیشه شیشه شراب است
  6. شمارهٔ ۹۸تا به چشم نو بهار جلوه‌اش گل کرده است
  7. شمارهٔ ۹۹بی کَرَم را نخوت و تمکین چراست
  8. شمارهٔ ۱۰۰در سواری جلوه‌ات را آب و تاب دیگر است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.