پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

باز عشق تازه‌ای برق قرارم گشته است

شمع داغی مونس شب‌های تارم گشته است

یار تا دور از دو چشم اشک بارم گشته است

چشمه‌سار جوش خون چون دل کنارم گشته است

زخم دل ناسور شد از نافه‌ی خال لبش

نقطه اینجا مانع پرگار کارم گشته است

طفل اشک من زمّرد پوش می‌غلطد به خاک

سبزه‌ی خطّ که سرمشق غبارم گشته است

گردباد از خاک من خیزد چو فانوس خیال

آتشین نظّاره‌ی شمع مزارم گشته است

تا دلم را کرده لعل نو خطش گردآوری

رنگ و بو چون غنچه بر گرد بهارم گشته است

چار ابرویی مگر کشتی به گردابم فکند

چار موج طرفه طوفانی دچارم گشته است

شرم عشق پاک من با معنی پاس ادب

سدّ راه گریه‌ی بی‌اختیارم گشته است

گرد راه شهسوار عرصه‌ی دشت خیال

سرمه‌ی چشم دل معنی شکارم گشته است

بند بند از هم جدا چون قرعه می‌گردد مرا

بی‌خبر از بنده‌ی خود شهریارم گشته است

نورس از طرح شهنشه روح معنی تازه شد

راحت افزای دل امیدوارم گشته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶تو را که نرگس پرکار نکته پرداز است
  2. شمارهٔ ۸۷مهره مهر فلک گوهری از افسر ماست
  3. شمارهٔ ۸۸هر دم سخن ز دُرج دهان تو گفتنی است
  4. شمارهٔ ۸۹بس که آن شوخی‌وش از می شوخ و شنگ
  5. شمارهٔ ۹۰خط‌کشیدن بر غرض‌ها سطری از منشور ماست
  6. شمارهٔ ۹۱از شفق کی تیغ خورشید جهان آرا گذشت
  7. شمارهٔ ۹۲رمیدگیّ دل ما ز آرمیدن ماست
  8. شمارهٔ ۹۳دُری که در صدف گوش آن جفا گوش است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.