پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

هر دم سخن ز دُرج دهان تو گفتنی است

در ملک نظم گوهر نایاب سُفتنی است

آئینه شخص عیب ز اظهار عیب شد

عیب کسان به شرع بصیرت نهفتنی است

گوید بلند گفتن آهسته ای خبیث

کای بینوا حکایت غیبت نگفتنی است

حرفی است چشم از رگ خارا گشودنش

یک بار ناله‌ی دل زارم شنفتنی است

بر دل اگر چه نیست غباری ز خط مرا

گرد غمی ز چهره‌ی امّید رُفتنی است

یک شب چو روشنان فلک گر نخفته‌ام

خون من از فسانه‌ی تیغ تو خفتنی است

دارد چو بوسه‌ی نظر از غنچه‌ی لبت

از باغ آرزو گل نورس شکفتنی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰خط‌کشیدن بر غرض‌ها سطری از منشور ماست
  2. شمارهٔ ۹۱از شفق کی تیغ خورشید جهان آرا گذشت
  3. شمارهٔ ۹۲رمیدگیّ دل ما ز آرمیدن ماست
  4. شمارهٔ ۹۳دُری که در صدف گوش آن جفا گوش است
  5. شمارهٔ ۹۴رنگینی خیال تو از پافشردن است
  6. شمارهٔ ۹۵ز انقلاب اشک و آهم بحر و بر در آتش است
  7. شمارهٔ ۹۶راست کیشی نیست در عالم که کج رفتار نیست
  8. شمارهٔ ۹۷مرا به خلوت اندیشه شیشه شیشه شراب است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.