پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

تا بساط خاک را پیچید چشم تر در آب

شد سپهر نیلگون هم چشم نیلوفر در آب

آب در گوهر چو زلف موج می‌پیچد به خویش

افکند گر پیچ و تاب سایه‌ام لنگر در آب

همچو تار شمع موجش زرفشان شعله‌ای است

پرتو افکن شد مگر آن آتشین منظر در آب

در نظر چون قُبّه‌های نور می‌آید حباب

تا تجلّی کرده است آن چهره‌ی انور در آب

تا حُباب از لعل او شد شیشه‌ی شاخ نبات

شد ز شکّر خنده‌اش فوّاره نیشکّر در آب

کی به سعی بادبان دیگر سبک جولان شود

کشتی ما شد ز کوه غم گران لنگر در آب

هر که از سنگ طمع در فکر پاس آبروست

تر نسازد کام خشک خویش چون گوهر در آب

دور از آن مه نورس از تأثیر شور ناله‌ام

فلس ماهی چون جُلاجل شد نواگستر در آب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵آن که گوش چرخ را مالیده فریاد من است
  2. شمارهٔ ۷۶تا ز عکسش منوّر آینه است
  3. شمارهٔ ۷۷چارسوی دیده چو صحرای قزوین دلگشاست
  4. شمارهٔ ۷۸بوته‌ای باید ز گل باغ مشجّر قحط نیست
  5. شمارهٔ ۷۹بس که با دل ناز چشمش التفات از سر گرفت
  6. شمارهٔ ۸۰کی قلب دل ز سیم‌تنان می‌توان گرفت
  7. شمارهٔ ۸۱همین نه حسن رخش گل به نوبهار نداشت
  8. شمارهٔ ۸۲خال لب تو شاهد داغ دل من است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.