پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

به رغم چرخ و اختر چیده‌ام بزم شراب امشب

سهیلی باده ساغر ماه و ساقی آفتاب امشب

ز رویش بس که می‌جوشد به خون گل می

به جای اشک شمع بزم می‌ریزد گلاب امشب

ز موج نور آن رخسار اشک شادی از چشمم

چو مروارید کوشش ریخت رنگ ماهتاب امشب

چو دادم چشم آتش بار را آب از گل رویش

به اشک گرم کردم شبنم گل را کباب امشب

ز بس رنگ طراوت شمعم از یاقوت لب ریزد

چو برگ گل پر پروانه می‌بندد خضاب امشب

شود روشن چراغ طور از داغ تمنّایم

مگر آمد به خواب آرزویم بی نقاب امشب

چنان گرم نمک‌پاشی است یاد لعل می‌نوشش

که می‌سوزد چو چشم اخترم در دیده خواب امشب

ز عریانی نگه صد پیرهن برخویش می‌بالد

مگر آن آتشین نظّاره می‌سوزد مجاب امشب

ز صد در نرگس رنگین نگاهش مردمی دارد

ندارد کوتهی نظّاره‌اش درهیچ باب امشب

چنان از طلعتش محو تجلّی گشته اجزایم

که در زنجیر دارد سایه‌ام صد آفتاب امشب

به شست موج می‌آورده‌ام آتش عذاری را

به افسون شعله را پیچیده‌ام نورس به آب امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸مصحف حسن تو افکند چو تصویر در آب
  2. شمارهٔ ۶۹از آب و تاب عکس تو ای مه جبین به آب
  3. شمارهٔ ۷۰اشک گلگونم کشد هرجا عنان عندلیب
  4. شمارهٔ ۷۱ابروی اوست مطلع دیوان آفتاب
  5. شمارهٔ ۷۲مست خوابم را کند مژگان گشایی آفتاب
  6. شمارهٔ ۷۳تا بساط خاک را پیچید چشم تر در آب
  7. شمارهٔ ۷۴مُردم از نقش آن گل سیراب
  8. شمارهٔ ۷۵آن که گوش چرخ را مالیده فریاد من است
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.