پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

زه ناز است کمان گوشه‌ی ابروی تو را

شبنم از خنده‌ی صبح است گل روی تو را

اشک ما خاک‌نشینی است سرکوی تو را

بحر از چشم تر ماست برِ روی تو را

گرد شبنم زده تا شرم گل روی تو را

مردمک گشت عرق چین سر هر موی تو را

کرد تسخیر به افسون چو پریزاد سخن

سوسن خامه‌ی من نرگس جادوی تو را

گر لبت کم‌سخن افتاده به تقریر حیا

روی حرف است به دل چشم سخنگوی تو را

در دلم عشق تو شد شوخ تر از نکهت مشک

نتوان داشت در این غنچه نهان بوی تو را

بس که چون مدّ نگاه تو رسا افتاده است

مژه‌ها شانه کشد طره‌ی گیسوی تو را

پا در آهن دلم از کاکل زرّین تو ماند

دام در کوچه زنجیر بود موی تو را

کرده‌ام سحر مبینی که به یک چشم زدن

رام چون سرمه نمودم رَم آهوی تو را

حسن در پیرهن عشق خریدار تو شد

یوسف مصر کشد ماه ترازوی تو را

گرم با نورس اگر بر نخوری دم نزنم

خس بر آتش نَنَهم یافته‌ام خوی تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴با تمنّای دلت مطلب نگردد آشنا
  2. شمارهٔ ۶۵ای ز تمکین تو چون کوه قوی پشت حباب
  3. شمارهٔ ۶۶به رغم چرخ و اختر چیده‌ام بزم شراب امشب
  4. شمارهٔ ۶۷ای پر پروانه‌ی شمعت چراغ آفتاب
  5. شمارهٔ ۶۸مصحف حسن تو افکند چو تصویر در آب
  6. شمارهٔ ۶۹از آب و تاب عکس تو ای مه جبین به آب
  7. شمارهٔ ۷۰اشک گلگونم کشد هرجا عنان عندلیب
  8. شمارهٔ ۷۱ابروی اوست مطلع دیوان آفتاب
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.