پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

الف قدی که دلم ساخت مبتلا به بلا

یکی هزار بلا جلوه داد از بالا

مرا به چهره‌ی زرّین ز لعل می گونش

گرفته قطره‌ی اشک آب و تاب تُنگ طلا

کشیده حلقه‌ی شبنم به گوش لولی گل

به برگ لاله‌ی گوش تو لؤلوءِ لالا

دهان و دیده نیاید چو چاک سینه به هم

زند به نعمت دیدار حسن او چو صلا

بود بعید ز انصاف پادشاهی حُسن

که دزدِ خال بَرَد نقد دل مرا به مَلا

ز شاهراه توکّل مَنه قدم بیرون

که نیست کج روشی‌ها طریقه‌ی عقلا

به اَکْل میته اگر نیست میل طبع خبیث

چه می‌خورند چنین قوم در خَلا و مَلا

ز راه مرگ فلاطون از او سلامت جست

چو نیست فوت دقایق وظیفه‌ی مُلّا

به من ز راه کدورت نکرد یار نظر

به رنگ آینه می‌بایدم زدن به جلا

رسیده است به حد کمال چون زهدش

به دوزخش نَفِتَد راه ای خُنُک مُلّا

به راه عشق چو نورس مخوان فسانه‌ی عقل

به اهل علم مکن عرض قصّه‌ی جُهَلا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵ای ز تمکین تو چون کوه قوی پشت حباب
  2. شمارهٔ ۶۶به رغم چرخ و اختر چیده‌ام بزم شراب امشب
  3. شمارهٔ ۶۷ای پر پروانه‌ی شمعت چراغ آفتاب
  4. شمارهٔ ۶۸مصحف حسن تو افکند چو تصویر در آب
  5. شمارهٔ ۶۹از آب و تاب عکس تو ای مه جبین به آب
  6. شمارهٔ ۷۰اشک گلگونم کشد هرجا عنان عندلیب
  7. شمارهٔ ۷۱ابروی اوست مطلع دیوان آفتاب
  8. شمارهٔ ۷۲مست خوابم را کند مژگان گشایی آفتاب
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.