پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

عتاب و لطفت از ابروی مه رویان شود پیدا

که رازنامه از دیباچه‌ی عنوان شود پیدا

ز ترکِ نقش هستی قطره هم زانوی دریا شد

چو رو از خود تو هم پنهان کنی جانان شود پیدا

ز بس محو تو ای رشک بهارم تا دَمِ محشر

چو نرگس دان ز خاکم دیده‌ی حیران شود پیدا

به جام لفظ سازد نشأه ظاهر باده‌ی معنی

چو تن ساغر شود لطف شراب جان شود پیدا

ز مژگان طفل اشکم چون شَرَر هر دم به

چو گلناری لباس آن آتشین جولان شود پیدا

خَدَنگش بس که شد جزء بدن تا می‌زند نَشْتَر

به جای قطره‌ی خون از رگم پیکان شود پیدا

فدایت عالمی از گوشه‌گیری‌ها تواند شد

کمان در چلّه گر چون می‌رود قربان شود پیدا

چو هفت اقلیم نورس یک قلم تسخیر کِلْکت شد

نظیرت کی دگر در کشور ایران شود پیدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶بس که سهم درد غفلت ناتوان دارد مرا
  2. شمارهٔ ۵۷کباب شد جگر و گریه در گلوست مرا
  3. شمارهٔ ۵۸حمایل حلقه‌ی دام است این زیورپرستان را
  4. شمارهٔ ۵۹کرده تا چشم ترم انشاء ز مژگان ابر را
  5. شمارهٔ ۶۰به گلشن بس که دارد غنچه تقلید حجابش را
  6. شمارهٔ ۶۱شفق‌گون رنگ می‌سازد شراب دامن صحرا
  7. شمارهٔ ۶۲زه ناز است کمان گوشه‌ی ابروی تو را
  8. شمارهٔ ۶۳الف قدی که دلم ساخت مبتلا به بلا
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.