پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

تا لبالب ز می حسن تو شد شیشه‌ی ما

خونِ گل جوش زند از رگ اندیشه‌ی ما

امشب از باده‌ی دیدار تو ساغر زده‌ایم

ماه و خورشید بُوَد دُرد تهِ شیشه‌ی ما

از رگ برق تجلّی است زبان در دهنش

بیستون را سَبَق طور دهد تیشه‌ی ما

محو حُسنیم ز رخسار تو ای رشک بهشت

مژه‌ی حور بود خار و خس بیشه‌ی ما

نخل ایمن چه عجب گر دمد از تربت ما

رشته‌ی شمع تجلّی است رگ و ریشه ما

نورسا پی سپر تیغ حوادث شده‌ایم

چون قلم تا شده انشای سخن پیشه‌ی ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵شب که پیچد عطر آن پیچیده کاکل در هوا
  2. شمارهٔ ۵۶بس که سهم درد غفلت ناتوان دارد مرا
  3. شمارهٔ ۵۷کباب شد جگر و گریه در گلوست مرا
  4. شمارهٔ ۵۸حمایل حلقه‌ی دام است این زیورپرستان را
  5. شمارهٔ ۵۹کرده تا چشم ترم انشاء ز مژگان ابر را
  6. شمارهٔ ۶۰به گلشن بس که دارد غنچه تقلید حجابش را
  7. شمارهٔ ۶۱شفق‌گون رنگ می‌سازد شراب دامن صحرا
  8. شمارهٔ ۶۲زه ناز است کمان گوشه‌ی ابروی تو را
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.